-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 0:09
این دو بیت سروده عبد روسیاهی استو تمام حرف دل او برای حک بر سنگ مزارش...ارباب من :یک عمر به درگاه شما سر سودمخاک کف پای نوکرانت بودمسرمایه من فقط بود لطف شمابی لطف شما در امتحان مردودمو اما بعد......دیگر بریده ام...ز نفسهای زندگی ارباب بی کفنپرکن پیاله را که این جام آتشین چندیست ره به حال خرابم نمی ...
اربعین در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
واژه «اربعینu200f» در متون دینى و مجموعهu200fهاى حدیثى از ارزش والایى برخوردار است . آثار حفظ چهل حدیث، اخلاص عمل در چهل روز و دعاى عهد در چهل صبح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، شهادت چهل مؤمن براى میت، برگزارى عبادت در چهل شب چهارشنبه براى دید
زیارت پیاده
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز پاى پر آبله و بادیه پیماى من است غیر ازعشق و محبت، كه پاى زائر را پیاده به مرقد امام حسینu200fعلیه السلام مىu200fكشاند و رنج u200fسفر و خوف و خطر را به جان مىu200fخرد، پیاده روى براى زیارت سید الشهدا، ثواب بس
متن ادبی اربعین
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
از پرهاى سوخته و خیمه هاى خاکستر، چهل روز مى گذرد؛ از شانه هاى بى تکیه گاه و چشم هاى به خون نشسته، از لحظاتى که سیلى مى وزید و صحرا در عطشى طولانى، ثانیه هایش را به مرگ مى بخشید.حالا چهل روز است که مرثیه هامان را در کوچه هاى داغ، مکرر مى کنیم.چهل ش
شعر اربعین
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
یک اربعین گذشته و زینب رسیده است بالای تربتی که خودش آرمیده است یا ایها الغریب سلام ای برادرم ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت پس حق بده که چنین داغدیده است احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است در کربلا نسیم مدینه و
دو نکته کوتاه در مورد اربعین:
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
نخست آن که برخی از روایاتی که در باب زیارت امام حسین (ع) در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه آمده، گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امامحسین (ع) یادآور شده است. (اربعین شهید قاضی، ص 386) دوم این که ابن طاوس یک اشکال تاریخی هم
میخوام کوله بار و ببندم بیام
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 17:16
میخوام کوله بار و ببندم بیام حرم دیگه طاقت نذاشته برام چشامو می بندم می بینم توی یه جاده به اسم نجف کربلام با یه نگاه تو،میشه راهی،بازم این دل با پرچم سرخ،دخیلک یا ابوفاضل دارم بی اراده میام میزنم به جاده میام می شمارم ستونهارو باز با پای پیاده میا